مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

ما که گفتیم

جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 7:10 PM

ما که میگیم و نت هم برای اساتید می گذاریم و حرف دل خیلی ها را می زنیم ولی گوش شنوا یخدی

امروز هم رفتم برای شرکت در مراسم عبادی سیاسی جمعه دیدم عجب ترافیکی است خلاصه خواستیم برگردیم بالاخره از کوچه پست کوچه ها و فرعی ها خودمونو به دانشگاه رساندیم خطبه ها شروع شده بود تو دلم یواشی گفتم الحمدالله آخراشه ولی دیدم نه بابا نهضت هنوز ادامه داره خدا وکیلی کل خطابه ها را می شه ده دوازده دقیقه ای جمع  کرد ولی نمیدونم چه اصراری به یک ساعت خطبه اس انگار قرارداد بسته شده که یک ساعت تمام صحبت بشه و کمترش کم فروشی است

آخه به فکر یک مشت پیر پاتال باشین که میخوان یک ثوابی ببرند کاری نکنید که به جای ثواب کباب بشن

علت شلوغی ترافیک هم همزمونی نمایشکاه گل و گیاه و کتاب بود بابا لااقل به سوره جمعه که می فرماید


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ

خودتون عمل کنید و این نمایشگاهها را هم زمان با مراسم نماز نگذارید




del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاطره

پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 5:15 PM

اون قدیم قدیما تازه سر بازی را تموم کرده بودم رفتم یک روزنامه خریدم پر اگهی های استخدام بود از بانک های مختلف بگیر تا آموزش و پرورش و صدا و سیما نیرو های مسلح و غیره  

آخه استخدام اون زمان مثل الان که باید از هفت هشت خان رستم بگذری نبود مثلا من تا وقتی که تو همین اداره ای که بودم استخدام شدم ده یازده شغل عوض کردم  

القصه یک اگهی استخدام در اداره  حفظ محیط زیست توجه ام را جلب کرد فرم زیرشو پر کردیم با دو قطعه عکس فرستادیم البته ارسال فرم استخدام دنگ و قنگ امروز و هی اینجا پول بده هی اونجا پول بده را نداشت بعد از چند روز ما را برای مصاحبه دعوت کردند یک خانم تی تیش مامانی از من سئوال کرد اگه تو جنگل یک پلنگ بهت حمله کرد و تو هم اسلحه داشتی چیکار می کنی  

گفتم خب از خودم دفاع می کنم پرسید یعنی به سمتش شلیک می کنی منم گفتم خب معلومه  ابروهاش از ناراحتی تو هم رفت و گفت پس تو چه کارمند حفظ محیط ریستی هستی  ؟

منهم که جوان بودم و جویای نام گفتم نه خانوم می نشینم تا بیاد منو بخوره تا شما خوشحال بشین

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

دلمون خوشه ...

دوشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 6:53 PM

آقاهه درد دلش باز شده بود و میگفت رفتم دارو خونه قرص بگیرم یه آقاهه را دیدم کنار خیابون بساط کرده بود عبایی و بلند گویی و سایه درختی ساعت ده و نیم صبحی داشت اسکناسهای هزاری و دوئی و پنجی را می شمرد و جدا می کرد موقع برگشت بلندگوشو کوک کرده بود و با صدای نخراشیده و نتراشیده داشت مرثیه می خوند این حاج خانمهایی که سر یک پنجاهی هم چونه می زنن گراگر پونصدی و هزاری توی کاسه ش می ریختن از این کار حاج خانومها کلی تعجب کردم گفتم ما رو باش که فکر می کنیم کاسبیم از بوق سگ تا آخر شب سر و ته مغازه را متر می کنیم تازه وقتی کرکره را پایین می دیم  

رفقا میگن کجا میری حالا سر شب لات هاس  

بعدهم آهی کشید و گفت همون موقعی که اون داشت اسکناسهای ریز و درشت را می شمرد من فقط هزار پانصد تومن جنس فروخته بودم  

دیگه من بقیه شو بهش نگفتم تا داغش تازه تر بشه که تو پول آب و برق و گاز و تلفن و مالیات و عوارض شهرداری و بیمه و جواز و هزار کوفت زهر مار دیگه را میدی ولی اون نه  

فقط گفتم صدای تو هم بدک نیست ها

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بابا دست مریزاد

شنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 3:23 PM

یک شعر قدیمی بود که می گفت  

می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن  

اما حالا شعار این شده هم می بخور هم منبر بسوزان هم مردم آراری بکن

قضییه سر این اس ام اس های دریافتی برای انصراف از دریافت یارانه اس که چقدر الکی الکی هم مردم آزاری کردند و هم دست آخری اون یارانه نفری بیست و هشت تومن هم به حساب ریختن  

باور کنید اگه این بیست و هشتمن را رسانه ای نمی کردند نه اونی که تو حسابش ریخته شده می دونست این بیست و هشتمن از کجا اومده و نه منی که به حسابم نریخته بودند می دونستم چرا این بیست و هشتمن به حسابم نیامده اس  

الکی الکی دو سه روز  به دولت غر ردیم و دو سه روز هم زور زدیم تا این سایت رفاهی داد کام باز بشه تا ما عدم انصراف خود را اغلام بکنیم   

تازه یک مشت مردم هم که اشتباهی به جای عدم انصراف  انصراف را زده بودند حالا در گیر پاس کاری بین بانک و پلیس + 10 شده اند  

آخرش هم این ضرب المثل به ذهنم رسید  

طاقاری بشکند ماستی بریزد  جهان گردد به کام پلیس + 10

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بچه های با ذوق ایرونی

پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 2:02 PM

 

 

 

 

 

 

  

 

 

این هم ذوق بچه های ایرونی    

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>