طبق عادت همیشگی که از بچگی همراهم بوده و هست علاقه به خبر مخصوصا خبر حوادث است
یک خبر جدید دست اول دیروز توجه ام را جلب کرد و آن هم آتش زدن اداره دارایی شهرستان نور و بعد خودکشی عامل آن
این یک هشدار است که مردم از اجحاف و نامردمی جونشان به لب رسیده و ممکن است دست به کاری بزنند که هزینه روی دست دولت بگذارد و الگویی بشود برای کارهای بزرگتر و خطرناک تر
خب کشور ما هم که به لطف سیاست های درست و یا غلط دشمن فراوان دارد چه بسا از این حوادث به ظاهر کوچک ممکن است سو استفاده های بزرگ بشود
مدتی است که تبلیغات آن چنانی در رابطه با آمار می شود
و مردم را تشویق به ارائه آمار از طریق سایت مربوطه می شود
برای من اسباب تعجب است که چرا از اهرم تشویق جایزه های میلیونی برای شرکت مردم استفاده می شود
چه چیزی در این عزم ملی پنهان است که مردم را با وعده و وعیدبه دادن اطلاعات تشویق می کنند
این یک وظیفه ی ملی است و نیاز به هزینههای صد میلیونی ندارد
مگر اینکه اعتقاد و اعتماد مردم کمی کم رنگ شده باشد
مشغول خواندن صفحات حوادث بودم ناخود آگاه داستان فیلمی به یادم افتاد به نام من زندان را دوست دارم با نقش آفرینی نورمن ویزدم
داستان بر می گشت به خاطرات یک زندانی هر وقت که آزاد می شد فردایش دو با ره بر می گشت
سلول زندانش علاوه بر قفل خارجی یک قفل داخلی هم از طرف زندانی تعبیه شده بود موقع بازدید زندان نگهبان در می زد و زندانی در را باز می کرد
این داستان منو یاد دزد های ایرانی انداخت از این ور که آزاد می شوند فردایش دوباره دست به دزدی می زنند
که این اعمال بعضی وقتا توام با ضرب و شتم و جنایت است
جلسات دادگاه هم که آدم پیگیر شود تازه می فهمد شاکی یک چیز هم بدهکار است
یادم است زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی طرحی را پیگیر بودند تا معتادان را در یک جزیره جمع آوری کنند و?همانجا نگه داری کنند
اما این طرح هیچوقت به عمل نرسید و جرم و بزهکاری همانطور سر جای خودش ماند
این راه و این سیاست در ارتباط با خلاف و خلافکاری آخرش ما را به تگزاس قرن نوزدهم می رساند یک مرد با دو طپانچه آویزان از شلوار
میگن سیاست بی پدر مادر است
نه اینکه چون پدر مادر ندارد یتیم است
شاید منظور پدر و مادرش معلوم نیست
تازگی ها یکی از زندان صهیونیستها آزاد شد و خبر آزادی اش همراه با خبر زنده بودن چهار اسیر دیپلماتیک ایرانی بود
به نظر من این آزادی و انتشار آن خبر عمدی و در واقع چراغ سبزی از طرف رژیم صهیونیستی بود که ما برگه هایی داریم برای مذاکره
از طرفی سید حسن نصرالله اعلام کرد که شخصا پیگیر آزادی اسرا خواهد بود
باید منتظر بده و بستان های سیاسی بود که افقش به نظر من روشن است
حالا فرض شود حاج احمد فردا بعد سی و چند سال اسارت به وطن برگردد
با چه چیز هایی مواجه می شود که اگه مثل سردار لشگری خدا بیامرز سکته نکند شانس آورده است
می بیند م ه و ف ه و ه ه ها از صدقه سری بابا چه ثروتی بهم زده اند
می بینند موسوی ها و کروبی ها که یک زمان پست و مقام آنچنانی داشتند برای کسب قدرت به چه ذلتی تن دادند
چه چهره های سنگ انقلاب را در پشت تریبون مجلس و نماز جمعه می زند
چه بگم بگم هایی برای خدشه دار کردن چهره ها پیش آمد
می بیند چه بر سر صنایع و کارخانه ها و دستاوردهای انقلاب دستی دستی آمده است
می بینند چه بسر منطقه از برادر کشی آمده است
می بیند چطور هنوز کاخ ها بشکل پنت هاوس در کنار کوخ ها ساخته می شود
والله بی خود نبود که اصحاف کهف بعد سیصد سال یک ماه هم دوام نیاورند و از خدا مرگشان را خواستند
و خدا هم استجابت کرد
سال 47 بعد گذراندن امتحانات شهریور ماه با نصف دوجین تجدیدی 
به شرکت لوان تور مراجعه و درخواست بلیط برای تهران کردم که مسئول فروش بلیط با توجه به سن کمم (پانزده ساله )گفت : برو بچه با بزرگترت بیا 
خب بزرگتر ها برای مراسم عروسی دایی کوچکمان زودتر به تهران رفته بودند 
بالاخره دست به دامان پسر عمه شدیم که قدش بلندتر بود ولی سنا دوسال از من بزرگتر بود
بلیطی به مقصد تهران گرفتیم
از بچگی توی مخ ما کرده بودند که راه معتاد شده از طریق بو کردن یک گل است کلی به ما سفارش کردند اگه کسی گل بهت داد بو نکنی ها 
مواظب جیب بر های تهرانی باش تا چشم بهم بزنی جیبت را زده اند 
ما هم وسایل سفر را جمع و جور کرده مبلغ صد ریال اسکناس را داخل جلد برس سر گذاشتیم 
قرار بود برادر با یکی از دوستاش خیابان ناصر خسرو به دنبالم بیایند
ما پیاده شدیم هوا هم تقریبا داشت تاریک می شد هر چه اینور گشتیم خبری نبود آنور سرک کشیدیم باز خبری نبود 
گفتیم خب شاید فراموش کرده اند دنبال مسافرشان بیاید 
ساک را روی دوش انداختم البته آدرس را داشتم ولی باغشاه را نمی دونم چرا از ذهنم می پرید و مراتب می گفتم خانه ی شاه 
از یک آقا سئوال کردم خانه ی شاه کجاست ؟
گفت چیکارش داری گفتم خانه ی دایی ام آن حدود است خیابان مخصوص 
گفت هان باغشاه را می گی بنده ی خدا ما را سوار اتوبوس کرد و یک بلیط اتوبوس هم میهمانم کرد و گفت وقتی شاگرد راننده گفت مخصوص پیاده بشو 
به ایستگاه مخصوص که رسیدم پرسان پرسان آدرس را پیدا کردم
دیدم همه جلو در صف کشیده و ته کوچه را در تاریکی نگاه می کنند 
من هم با افتخار تمام ساکم را زمین گداشتم و به تشویق همگی پاسخ می دادم 
آخه برای همه عجیب بود منی که بار اول بود به تهران می آمدم چطور توانستم آدرس را پیدا کنم 
البته نگرانی زیادی به بار آوردم از آن طرف برادرم لیست مسافر ها را دیده بود که اسم من هست ولی از خودم خبری نبود
کلی نگران شده بودند بالاخره زنگ زدند و فهمیدند که من رسیده ام 
قصه ی انقلاب
بیست و دوم بهمن سال ۵۷ بالاخره انقلاب مردمی علیه شاه ستمگر پیروز شد و حالا مردم چشم براه دستاوردهای آن بودند خب نشد آنچیزی که مردم فکر می کردند سر و صدا ها از گوشه و کنار بلند شد یک عده ای کرد و ترک را علم کردند و عده ای دیگر عرب و عجم شمال کشور هم ترکمن بالاخره کشور ما از زبانها و قومیت های مختلفی تشکیل شده قومیت هایی که سالیان سال در کنار هم زندگی کرده بودند حالا چنگ و دندان بهم نشان می دادند
یک گروه هم که سالیان سال در زندان های سیاسی شکنجه دیده بودند حالا می دیدند از غافله عقب مانده اند
شروع به سنگ اندازی و ایجاد فتنه و آشوب کردند نتیجه ش بمب گذاری و ترور مردم کوچه و بازار بود
از طرفی شعار های تند علیه کشور های همجوار و ادعای صدور انقلاب این ذهنیت را در مغز کشور های امپریالیستی به وجود آورد که چرا از این آب گل آلود ماهی های آنچنانی نگیرند بالاخره آنها شیطان بزرگ بودند و نقشه های بزرگ هم می کشند
نقشه ایجاد گروههای تند رو مذهبی در منطقه مثل طالبان
بعد حضور نیرو های چند ملیتی در منطقه
ایجاد داعش ذر کشور های مسلمان به جان هم انداختن مسلمانان که نتیجه اش این است از هر طرف کشته شود به نفع آنهاست
ایجاد جنگ سرد و گرم در منطقه با ترساندن کشور های عرب از ایران
فروش اسلحه در این بحران اقتصادی که گریبانگیر کشور های اروپایی شده است
از بین بردن زیر بناهای اقتصادی کشور های خاورمیانه مثل لیبی و مصر سوریه یمن عراق لبنان و فلسطین
نیاز به باز سازی و دست گدایی دراز کردن بسمت کشور های غربی
آسایش و امنیت ایجاد شده برای اسراییل
تهدید ایران برای حمله نظامی که نتیجه اش خرید سلاح از کشورهای شرقی و انجام مانور های سراسری چندین بار در سال
ملتهب نگه داشتن منطقه با ایجاد جنگ روانی مثل جنگ موجود بین ایران و عربستان و کشورهای حاشیه ی خلیج فارس
تبلیغات ضد ایرانی و ضد عربستانی در فضا های مجازی علیه ایران که نماد شیعی است و علیه عربستان که نماد سنی است
به نظر من با جمع بندی کلی سیاست های حاکم بر منطقه در این گیر و دار ها سه کشور ایران و عربستان و همدست هایش و ترکیه توانسته اند خود را از درگیری حفظ کنند
نقشه بعدی قدرتها به جان هم انداختن این سه کشور است که بهانه اش هم موجود است بالاخره کشور های عربی از نظر اقتصادی و ثروت قدرتمند اند نیاز هست که این سرمایه ها تخلیه بشود و به جیب غربی ها ریخته شود