داشتم واتسلپ را چک می کردم
پیامی از یکی از همکاران دریافت کردم
همراه با آگهی فوت یکی دیگر لز همکاران
باورم نمی شد
جوانترین همدوره ای ما و خوش بر و رو و خوشتیپ ترین همه
چقدر دلم سوخت
امروز کلا حالم خوش نبود
روز جمعه روز وداع همیشگی اش هست
دلم برای همسر و تنها فرزند پسرش می سوزد
چه رسم بدی است که یک نفر مونس و همسر و یار خود را که یک عمر در کنار هم و در آغوش هم بوده اند را در دل خاک سرد قرار دهد و او را تنها برای همیشه رها کند
زمانیکه کارمند بودم
بین رئیس اداره و مدیر کل دعوا شد
دعوا سر کولر گازی !
اتاق رئیس ما کولر گازی داشت
اتاق مدیر کل نداشت
مدیر کل هم زورش به اداره کل نمی رسید که یک کولر بگیرد
ولی زورش که به رئیس اداره ما که می رسید
مدیر کل لخت شد و به اتفاق دو نفر کولر گازی را از اتاق رئیس اداره برداشت و در اتاق خودش نصب کرد
همین باعث دعوا و فحش و فحش کاری شد و رئیس اداره ی ما هم استعفا کرد
در زمان کارمندی ما که دوران جنگ بود ماهی صد تومن برابر هزار ریال از بچه ها پول جمع می کردیم قند و چای می خریدیم و هر روز یکی از پرسنل هم مسول دم کردن چای بود !
در دوران جنگ سختی ها بود که کارمندان میکشیدند
الان با این همه گرفتاری و تورم و گرانی ولی به مدیران بد نمی گذرد
که مبلغ نهصد میلیون تومن برای اجاره به یکی از مدیران پول داده شده است
و حتی پول بنگاهی هم را از جیب بیت المال پرداخت کرده اند
جای امیر مؤمنان این روزها خیلی خالی است
والله
این مطالبی که در مورد اختلاس ها این روزها می خوانم ، دلم می گیرد
لااقل لز خدا خجالت نمی کشند از ملت شهید داده و آزادگانی که بهترین ساعت عمر جوانی را در زندانهای بعثی به یادگار گذاشتند و جانبازان خجالت بکشند
این روز ها پیرامون افزایش حقوق بازنشسته گان کلی قلم فرسایی می شود . اما ،
می دانم که دولت بازنشسته گان را یک مشت مردم پیر بدرد نخور به حساب می آورد که کاری هم ازشون بر نمی آید و به قول معروف دماغ شان را بگیرند جانشان در می رود
و اما
این روز آمار کرونا باز جهشی شده است
بلا غیرتا دوز بعدی را تزریق کنید مخصوصا بچه های ریزه میزه در خطر اند
به دختر گفتم برو دوز چهارم هم بزن آنقدر دست به دست کرد
تا هم خودش مبتلا شد و هم قند عسل
قند عسل پفکی ، که من به او فانتزی می گم در عرض کمتر لز دو ماه دو بار کرونایی شده است
نمی دونم چرا مردم با خودشون لج کرده اند و گوش بدهکار ندارند
فکر کنم کرونا قصد خدا حافظی ندار د
امروز دوازده روز است
آبریزش بینی کم شده ولی قطع نشده
سرفه ها خشک نیست ولی کاملا بهبود نیافته
قند عسل هم به محض اینکه بیاید در بغل من جا خوش می کند
با انگشت آهسته ماسک را لمس می کند و زیر چشمی به من نگاه می کند
حرکاتش خنده دار شده است
حالا که چهار دست و پا راه می رود باید بیشتر مواظب زیر پای خودمان باشیم
آخه چهار دست و پا دنبال ما می آید
وقتی می ایستم روی پایش به کمک پای من می ایستد و نگاه می کند که بغلم کن
هفته ی سه روزی که پیش ماست خونه مثل بازار سید اسمعیل ریخت و پاش است
قند عسل اخلاق جالبی دارد اصلا چیزی در دهانش نمی گذارد
بعد در لمس وسایل خیلی محتاط است
اول با انگشت اشاره آهسته نزدیک وسایل می رود و با احتیاط یک ضربه کوچک به آنها می زند بعد ما را نگاه می کند تا عکس العمل ما را مشاهده کند
وقتی در آغوشم هست فرمان می دهد که پاشو راه برو و یا بایست و یا در را باز کن وقتی هم تمایل به خوابیدن نداشته باشد محکم لگد پرانی می کند