باشماق

باشماق

اجتماعی - انسانی
باشماق

باشماق

اجتماعی - انسانی

پله برقی

پیرمرد ها و پیرزنها برای اقامه نماز جماعت از این ور خیابان به اون ور خیابان معمولا از پله برقی استفاده می کنند 

تا حالا چند قواره چادر لا به لای پله ها گیر کرده و باعث شده مدتی از پله های ثابت استفاده شود 

امروز تقریبا انتهای پله ها بودم که صدای جیغ و داد خانم ها توجه ام را جلب کرد 

یک خانم هم سنو و هم وزن مادر خدا بیامرزم روی پله ها ولو شده بود 

سریع بسمت پایین رفتم تا کمک کنم ولی نتوانستم بلندش کنم 

دو نفر خانم همراهش فقط جیغ می کشیدند 

خب به انتها رسیدیم من یهویی زمین خوردم 

خانمه هم مانتو و چادرش لای پله ها گیر کرده بود یک تای کفش ام هم زیرش مونده بود 

چند نفر هاج و واج داشتند نگاهمون می کردند 

گفتم پله را خاموش کنید 

اما هیچکس نمی‌دونست چکار کند 

یک تعداد هم از خانمهای نماز گزار از سمت دیگه بالا آمدند و جیغ می زدند 

گفتم خانم هیچی نشده باید چادر را از سرش بیرون بیاوریم 

مانتو را هم در بیاوریم 

تو این هیرو بیر خانمه قبول نمی کرد که بی حجاب بشود 

گفتم حاج خانم عیبی ندارد چون سن ات بالا س گناهی نیست اگر دو نفر هم شما را ببیند 

بالاخره مسئول پله برقی اومد 

کمک کردند لباس از تنش در آوردند 

گفت باید جهت را عوض کنیم تا وسایل بیرون بیاید 

دیگه من نیایستادم و رفتم 

در مسیر با خودم نجوا می کردم آخه  حاج خانم بنشین تو خونه ات نماز برای جوانتر ها هم به جماعت مکروه است 

موقع برگشتن فهمیدم درب های پله برقی را بسته اند 

و حالا ما باید مدتها  بدون پله برقی باشیم 

تمدید

گواهینامه ای تاریخش اینماه داره منقضی می شود 

یک search در گوگل کردم 

شناسنامه و کپی کارت ملی و کپی و گواهینامه و کد پستی هم نیاز بود 

به دفتر پلیس ۱۱۰ مراجعه کردم 

گفت سیستم از ساعت هشت صبح قطع است 

مدارک را گرفت چون گذرنامه ام تازه صادر شده بود نیاز به عکس نبود 

نشستن بی‌فایده بود 

فردایش مراجعه کردم 

سیستم وصل بود و معرفی برای معاینه چشم داده شد 

برای معاینه چشم به نزدیک ترین مرکز مراجعه کردم 

نفر اول بودم 

تابلو را نشان داد یکی لش را کامل دیدم ولی با اون یکی مشکل داشتم 

گفت برو عینک جدید بگیر و بیا 

به بینایی سنج مراجعه کردم 

معاینه کرد و لنز های بعد عمل را هم گفت خوبست  و سر جایش است 

گفت مشکلی ندارد 

یک نامه داد و یک شماره ی عینک 

عینک را تهیه کردم همراه با نامه به پزشک معتمد ارائه دادم 

ولی باز ایراد داشت یکی کامل بود و دیگری ناقص 

گفت برو یک هفته استفاده کن بعد بیا تا چشمت عادت کند 

هفته ی بعد مراجعه کردم همراه با یک نامه ی دیگر از پزشکی که  آب مروارید  را عمل کرده بود 

البته قبل معاینه گفت ممکن است لنز کثیف شده باشد 

فهمیدم که لنز تعبیه شده را باید هر مدت یک بار معاینه کنند که اگه کثیف شده باشد باید تمیزش کنند 

حالا چطوری ؟ نمیدونم 

بالاخره دکتر راضی به تایید شد 

#####

سر راه برگشت یک کدو تنبل خریدم که میگن برای درمان پروستات خوب است 

و زیره ی سیاه که معمولا روی غذا می ریزم و عناب که صبح به صبح  خیس شده ی آنرا به صورت یک لیوان می نوشم 

و البته گردو 

وقتی پیامک های خرید را بررسی می کردم مبلغ دویست هزار تومان از موجودی ام کم شده بود که خریدی نداشتم 

گفتم حتما یا حسابم را هک کرده اند و یا فروشنده ی کدو اشتباها دوبار کارت کشیده است 

همینطور تو فکر بودم 

یادم اومد که گردو و عناب هم خریده ام  

میگن مال یک جا می رود ولی ایمان هزار جا 


از خونه که بیرون اومدم 

یک خانم جلو دستگاه ای تی ام ایستاده بود 

کار بانکی داشت انجام می داد 

یک موتور دو ترکه اومد رد شد 

معلوم بود که دزد هستند 

رفت وسط خیابون و دور زد 

یک نگاه به خانمه انداخت 

رفت جلو تر پشت یک خودرو سمند ایستاد 

یکی شون پیاده شد 

داخل سمند که شیشه اش دودی بود را نگاه کرد 

همزمان من هم رسیدم 

به پلاک سیاه شده ی موتور نگاه کردم 

دیگه برایم ثابت شد که دزد هستند 

یکی شون که موهای کوتاه روشن داشت با چشم های به رنگ  چشمان گربه  دندان‌های فاصله دار 

چشم تو چشم هم شدیم 

به دوست اش گفت برو صداش کن 

یعنی خواست به من بفهماند که ماشین آشنا است 

وسط خیابان ایستادم 

در ماشین را باز کردند 

دزد گیر فعال شد 

خم شد چیزی از روی صندلی و یا شاید داخل داشبورد  برداشت و فرار کردند 

وقتی از جلوم رد شدند نفر عقبی به جلویی گفت ای ول 

بعد چیزی را بین چمن ها انداختند 

مسیر را گشتم ولی چیزی نیافتم 

دیروز هم دو باره یک موتور سوار دیگر آنهم دو ترکه با سرعت در حال فرار بود 

کاملا معلوم بود دزد هستند 

وقتی وارد خیابان شدم یک تعداد جمع شده بودند و می گفتند مگر ماشین ات دزد گیر نداشت ؟ 

دیروز هم دو تا موتور با چهار سرنشین دیدم با پلاک های سیاه شده 

که مشغول گشت زدن بودند 

همانطور که حدس می زدم نا امنی دارد به خیابان‌های تهران کشیده می شود 

مطمئنا  خانمها بیشتر در معرض خطر اند 



خشمگین ام

خیلی عصبانی ام 

اگه فشار خونم را اندازه بگیرند 

حتما دستگاه منفجر می شود 

هی یارو که فکر می کنی مملکت فرو می ریزد 

ترا مقابل مردم قرار داده اند توی این بین خاوری ها دارند سو استفاده می کنند و می دزدند 

قشنگ گوش بده 

صدای دست زدن خارجی ها را می شنوی ؟

درست مثل گلادیاتور ها ما را دارند به جون هم می اندازند 

و خودشان دارند خر کیف می کنند 

مواظب باش  داری  روی چه کسی چاقو می کشی ؟



بن بسته

حرفی با آقای رئیسی 

همچنین که شنیدم قرار است از اول مهر نهصد روی دریافتی ام بگذارند 

و حق عائله مندی هم اضافه می شه 

قند توی دلم آب شد 

ولی آقای رئیسی 

تعداد کارمندان و بازنشسته گان و وظیفه بگیران کشوری و لشکری و بیمه ی  تامین اجتماعی را بگذارید رو یهم به بیست میلیون نمی رسد 

در حالیکه جمعیت ایران تقریبا هشتاد و پنج میلیون می باشد 

به نظر می رسد این افزایش فقط دودش توی چشم شصت و پنج میلیون باقی مانده می رود 

این همه قول دادید که به کوله بر ها می رسید و نرسیدید 

حالا دیگه گله نکنید اگه اون ها با دلار عربستانی و تفنگ آمریکایی و اسرائیلی به کومله و دمکرات و .... نپیوندند 

همان پول فروش یک روز نفت هم که جز مصوبه مجلس بود هم هزینه

برای مردم کردستان بلوچستان بکنید هم اونا را جذب کرده اید و هم جلو مخالفت شان را که ممکن است مسلحانه هم باشد گرفته شود 

علی برکت الله