به چرخ تا به چرخیم
سیاست جدید دولت در ارتباط با معیشت به نظر من پخته نبود و عوارض دارد
خب یک عده که کلا یارانه نمی گرفتند به کنار
یک عده یارانه چهل و پنج هزار تومن می گرفتند که خیلی هاشون دیگه در لیست طرح معیشت نیستند
یک عده به نظر من قلیل موفق به دریافت آن شدند
و اما باز تاب آن بعدا معلوم می شه
اگه الان سری به میوه فروشی ها بزنیم کلی میوه دپو شده ی بدون مشتری می بینید که در کیسه ریخته شده و با قیمت نازل فروخته می شود
گاها چند روز در گوشه ی مغازه به مشتری ها زل می زند و بعد هم در سطل زباله جا خوش می کند
وقتی قدرت خرید پائین باشد نتیجه اش هم همین است
در نهایت بسته شدن دکان و بیکاری یک عده
حالا با این افزایش قیمت های در راه
مردم نمی خرند و یا کم می خرند
عوارض همان دپوی مواد و دور ریزی آن است
که همه ضرر می کنند هم تولید کننده هم فروشنده و هم خریدار
وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
پروردگارا یونس را در دل ماهی حبس کردی
ما در جسممان حبس شده ایم
او نجات یافت
و ما هم امید به نجات داریم
ای ستار العیوب
وای بر ما اگر پرده دری کنی
آن زمان خواهیم گفت
لَیْتَنِی لَمْ تَلِدْنِی أُمِّی، وَ یَا لَیْتَ السِّبَاعَ مَزَّقَتْ لَحْمِی وَ لَمْ أَسْمَعْ بِذِکْرِ النَّارِ»؛[1] ای کاش از مادرم زاده نشده بودم
و یا خواهیم گفت
کاشکی خاک بودم یا لیتی کنت ترابا
این روزها در آسمان تهران پرستوها به دنبال هم پرواز می کنند
بر خلاف انتظارم
ثبت احوال وکالت نامه را دید و گفت اگر چیزی راجع به ثبت و احوال آمده است بیا به من مراجعه کن
وکالت نامه را خواندم یک اشاره به کارت ملی شده بود
بالاخره گواهی کارت ملی را با پرداخت ده هزار تومن گرفتم
برای زدن مهر به مسئول مربوطه مراجعه کردم
از زدن مهر خودداری می کرد می گفت اسم اداره ثبت و احوال نیامده است
بالاخره دلش سوخت و مهر را زد
امروز ساعت شش و نیم راهی بانک شدم
از ساعت هفت و سی دقیقه تا هشت و سی دقیقه چشم در چشم متصدی بانک دوختم تا بالاخره بهانه تراشی هایش تمام شد و کارت را تحویل گرفتم
خدا کند دیگه نیازی به این وکالت نامه پیدا نکنم
یک وکالت نامه کلی از پسر دارم که وکالت داده است کلیه امور بانکی و معاملاتی از رهن و اجاره و خرید و فروش وکیلش هستم
تماس گرفت گفت کارت بانک صادرات که در اختیار یکی از گارگران افغانی اش هست گم شده است
کل موجودی متعلق به آن گارگر است
زحمت بکش با آن وکالت نامه یک کارت جدید بگیر یا موجودی اش را به کارت همان کارگر افغانی منتقل کن
به بانک صادرات نزدیک محل مراجعه کردم
مشخصات کارت و وکالت نامه را دادم و خوشحال از اینکه کار یک بنده ی خدا را دارم راه می اندازم
متصدی بانک گفت باید بروی همانجایی که حساب باز شده است
اول زنگ زدم به معاون شعبه و قضییه را شرح دادم
گفت بله بیا
صبح اللطلوع رفتیم که به ترافیک هم نخوریم
خدا پدر این بلد را بیامرزد قشنگ تا جلو بانک هدایت ام کرد
نفر اول بودم
به متصدی جریان را شرح دادم
مدارک را نگاه کرد و یک پاکت خالی لاک و مهر شده بدستم داد
گفت : آدرس منزلت را بنویس و به پست بده تا برایت بیاورد
همین کار را کردم
دو روز بعد پاکت بدستم رسید
پاکت را صبح زود به بانک بردم که به ترافیک نخورم و جای پارک هم گیرم بیاید
نیمساعت جلو بانک قدم زدم
تا دربها باز شد
مدارک را به متصدی بانک دادم آنرا زیر و رو کرد بعد گفت کارت ملی پسر
گفتم کارتش پیش خودش است
گفت نمیشه که باید کارت ملی اش باشد
یا خودش باشد
گفتم پس این وکالت نامه به چه درد می خورد
گفت این وکالت نامه را ببر به اداره ثبت احوال و بگو یک کارت ملی برایش چاپ کنند وقتی آوردی من کارت بانکی جدید برای شما صادر می کنم
یعنی برو دنبال نخود سیاه
رژیم سابق در دهه ی پنجاه برای صرفه جویی در انرژی به قولی
یا شاید هم به خاطر چشم و همچشمی با اروپایی ها تغییر ساعت را مد کرد
البته چون ساعت ما با ساعت بین المللی گرینویچ در زمستان سه و نیم ساعت و در تابستان چهار و نیمساعت اختلاف داشت
اون نیمساعت هم از ساعت ملی کم کردند
در واقع تغییر ساعت به جای یک ساعت یک ونیم ساعت شد
یعنی ساعت چهار ونیم صبح در تابستان برابر شش صبح بود
نتیجه کارمندان سحرخیز تر از خمیر گیران شده بودند
انقلاب که شد گفتند صهیونیست ها حتی در زندگی خصوصی ما هم دخالت کردند هم ساعت را عوض کردند و هم گفتند دو تا بچه کافی است
یک مدتی گذشت بازرگان که نخست وزیر شد
گفت بابا همه ی کارهای شاه هم که بد نبود مثلا همین تغییر ساعت
خیلی هم خوبست
بالاخره شورای انقلاب آنروز تغییر ساعت را دوباره تصویب کرد
گذشت احمدی نژاد رئیس جمهور شد
پا فشاری کرد تغییر ساعت یعنی چی ؟
کشور ما که آفتاب تابان است صرفه جویی انرژی مال اونایی است که هر روزشان ابری و بارونی می باشد
باز ساعتها ثابت شد
سال بعد گیر دادند این عدم تغییر ساعت فلان قدر به اقتصاد ضربه زد
مجلس هم شروع کرد به بحث و جدل که ساعت تغییر کند و یا نه
بالاخره قانون شد که ساعت تغییر کند
امروز هم باز مجلس پایش را توی یک کفش کرد که چرا
ساعتها را تغییر می دهید ؟
و تلویزیون هم کاسه ی از آش داغتر شروع به تبلیغ کرد که تغییر ساعت اخه ا خه
نتیجه سال ۱۴۰۱ را بدون تغییر ساعت خواهیم گذراند
والله تغییر ساعت شده یک سرگرمی برای ملت و دولت