پسا کرونا در منزل
همسر زیر بار قبول اینکه کرونایی بود و دیگه در مقابل بیماری مقاوم است که نمی رود
علاوه بر پروتکل های دولتی یک پروتکل داخلی هم تعیین کرده !
میگه اولا از کجا معلوم که من کرونا داشتم ؟
دلایل را قبول ندارد !
میگه تازه از کجا معلوم بر فرض محال داشتن کرونا دو باره کرونایی نشم؟
میگم به همان دلیل که میگن بیایید پلاسما بدهید تا بقیه ی بیماران با تزریق پلاسما خوب بشوند
پروتکل همسر از قرار زیر است
برقراری فاصله ی بیشتر از دو متر
لباس ها باید دم در بیرون آورده شود و داخل کیسه نهاده شود
دستها دم در الکل مالی شود
بعد دستها به مدت یک دقیقه صابون مالی و شسته شود
خرید قبل از ورود پاستوریزه و همولیژه شود
نان خریداری شده دو دقیقه در مایکروفر چرخانده شود ( بازجویی این نون را با چی قطعه بندی کردی با چی حمل کردی پول نقد دادی یا کارت کشیدی کارت را ضد عفونی کرده بودی با دستهایت چی کردی و ۰۰۰۰)
البته تمام پروتکل را در خارج از منزل رعایت نمی کنم یعنی واقعا نمی شه رعایت کرد
ولی در منزل برای مصونیت از غرولند ها چرا ۰
سه روز بود که حاج خانم سرفه ی کوتاه کوتاه می زد
که بی سابقه بود
اولش گفتم فکر کنم باز وایتکس و شوینده قاطی کرده و دم عیدی به جون در و دیوار افتاده ولی سرفه ها همراه شد با خس خس سینه
یک کار بیمارستانی دختر داشت همسر هم همراهی کرد و شب هم در منزل دختر موند
فرداش که به خونه برگشت دراز به دراز افتاد بی حال و بی اشتها همراه با تک سرفه
فرداش گفت برویم بیمارستان
به کلینیک بیمارستان رفتیم پزشک داخلی قرص سرماخوردگی و شربت سینه داد گفت اگه خوب نشدی سه رو ز بعد یک آزمایش بده
سه روز گذشت و سه روز در خواب بیداری غذا می پخت و ما غذای سوخته می خوردیم
روز جمعه به اورژانس مراجعه کردیم دم در یک خانم در لباس مخصوص تب ها را اندازه می گرفت و اجازهی ورود می داد
آزمایش خون گرفتیم مشکلی نبود
روز شنبه دخترها فهمیدند زنگ پشت زنگ
ببرش بیمارستان آتیه
روز تعطیل روز پدر به اورژانس آتیه رفتیم
هفت هشت نفر توی صف ایستاده بودند با سرفه های آنچنانی
موقع ورود پرستار دم در از شقیقه مقدار تب را اندازه گرفت گفت سی و هفت و نیم است
انگشت سبابه را در یک دستگاه گذاشت بعد گفت اگه داخل بروید مریض برمی گردید نود و نه درصد الان کرونا دارند فردا بروید ساختمان پزشگان بیمارستان
فردا به ساختمان مراجعه کردیم
پس از معاینه و عکس گفت ویروسی است باید استراحت کنی مقداری قرص تقویتی و شربت سینه داد
پسر متوجه شد گفت یکی از دوستنام تا اسکن نکرد نفهمید کرونا دارد بروید سی اسکن کنید
گفتم باشه زنگ می زنم از عمو می پرسم
زنگ زدم گفت فرض کن کروناس قرنطینه در منزل حفظ فاصله بهترین درمان است
من هم کلی آبمیوه و کمپوت خریدم گفتم حالا که اشتها نداری لااقل آبمیوه بنوش
شربت عسل و بیدمشک هم خوبه
خودش بعد ها گفت شربت بیدمشک که می نوشیدم درد قفسه ی سینه و سرفه قطع می شه
جالب اینکه او که معتاد به چایی بود اصلا رغبتی به نوشیدن چای نداشت
چهارده روز طول کشید تا از رختخواب برخواست دیگه عید و سال تحویل تمام شد
حالا هم داره قضای شستشوی قبل عید را به جای می آورد
چه روزگاری شده
اسمش باعث رکود شد
آقا کلی سرگرمی داشتیم همه بر باد رفت
نه میهمانی می آید و نه میهمانی می رویم
خیابان و پارک شده خلوت خانه
استخر و سونا و چکوزی
هم که تعطیل است
مسجد ها را بگو یک اذان نیم بند می گن و چهار نفر پیر و پاتال مثل من تند به تند نماز را کمرشون می زنند و می روند
بدبخت آن زن و مردی که از باز بودن مساجد کلاهی برای خود دوخته بودند و به عنوان سرطانی و تهیه جهیزیه مردم را تیغ می زدند حالا تیغ را چگونه بزنند
دزد ها را بگو همین دمی عیدی که مردم مسافرت می رفتند با خیال راحت خرج یک سالشون را در می آوردند حالا چطور زندگی بکنن
کیف زنی و موبایل قاپی هم امکانش نیست
ما را بگو بیکاری هامون را پای سخنرانی این و او می نشستیم و بعضی وقتا هم که دلمون ضعف می رفت به اولین مجلس فاتحه خوانی می رفتیم و دوتا چای و خرما می خوردیم و فاتحه ای می فرستادیم
راستی مرگ و میر ها دیگه مجلس ندارند بنده ی خدا مداح ها هم بیکار شدن
به دوستها زنگ می زنم میگن کپک زدیم از بس خونه نشینی کردیم
تلویزیون هم انگار نافش را با کرونا بریده اند تا باز می کنی میگه دستت را شستی الکل مالی کردی
از امروز هم که مقررات جدید قراره پیاده بشه
خلاصه برات بگم شوخی شوخی همه مون یک جوری قاطی کرده ایم
به امید دفع این بلا باید منتظر بود
شب شهادت خانم حضرت زهرا ادامه مطلب ...
این شعر زیبای حافظ که به روایتی در حق حضرت عباس است تقدیم به شما
شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان
کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله ، سحر می گفتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان