باشماق

باشماق

اجتماعی - انسانی
باشماق

باشماق

اجتماعی - انسانی

عشق ممنوع

دنیای مجازی محلی است برای تخلیه فشار های روحی و روانی
و درد دل کردن برای اونایی که ترا نمی شناسن
شاید اگه بشناسن خنده شون بگیره که تو هم خانم .. یا آقا  بله
تو هم مگه دلت می گرفت و ما خبر نداشتیم
و یا به قولی دنبال عشق ممنوعی هستند که یک عمر از داشتنش محروم بودن و یک عمر دنبالش رفتند ولی هیچ وقت بدستش نیاوردند
تو تصوراتشون از اون عشق ممنوع چیزهای کشیده بودند که فقط تو دنیای مجازی می تونن پیداش کنن  اونم با کسانی که فقط خودشون برای خودشون ساخته اند
بطور حتم اگه این دنیای مجازی یه روز به دنیای حقیقی آدم نزدیک بشه

آنوقت باز هم باید دنبال آدمای باشند  که توی دنیای مجازی شون فقط پیدا می شن 


بعضی آدم های مجازی...

دست پنهان

وقتی فکر می کنی طلب کاری خودتو نمی تونی بشکنی و وقتی نشکستی زمان را از دست داده ای وقتی بخودت میای می بینی زمان برای جبران نیست و همه چیز دود شده رفته به آسمان و تنها چیزی که برات مونده یک آه سرد و یک بغضی که گلو را فشار می ده

مرده

بعضی ها مرده دنیا میان

ولی هفتاد هشتاد سال طول میکشه  تا ساعت دفننشون برسه 



یادش بخیر


یادش بخیر
روزی که آمدیم
روزی که رفتیم

و

روزی که فراموش شدیم




یادی از پناهی

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید،
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد؛
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم ...!

حسین پناهی